DKeepaDKeepa Plus

رتبه‌بندی تمام ۲۲ سریال علمی‌تخیلی Apple TV؛ از شاهکار وینس گیلیگان تا ناامیدکننده‌ترین پروژه‌ها

M
Mohammad Alipourنویسنده و کارشناس محتوا
۱۱ تیر ۱۴۰۵زمان مطالعه: 20 دقیقه
رتبه‌بندی تمام ۲۲ سریال علمی‌تخیلی Apple TV؛ از شاهکار وینس گیلیگان تا ناامیدکننده‌ترین پروژه‌ها

خلاصه هوشمند مقاله

سرویس استریم اپل تی‌وی (Apple TV) در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری سنگین روی آثار جاه‌طلبانه، از درام‌های فضایی با تاریخ جایگزین و پادآرمان‌شهرهای مرموز گرفته تا مهیج‌های روان‌شناختی و داستان‌های مرتبط با هوش مصنوعی، به یکی از قدرتمندترین بسترهای تولید ژانر علمی‌تخیلی در تلویزیون تبدیل شده است. ۱. Pluribus (امتی...

رتبه‌بندی جامع ۲۲ سریال علمی‌تخیلی اپل تی‌وی؛ از شاهکار جدید وینس گیلیگان تا سقوط پروژه‌های پرهزینه

سرویس استریم اپل تی‌وی (Apple TV) با سرمایه‌گذاری گسترده روی داستان‌گوییِ جاه‌طلبانه، به یکی از قدرتمندترین پلتفرم‌های ژانر علمی‌تخیلی تبدیل شده است. آرشیو هدفمند این شبکه اکنون شامل درام‌های فضایی با تاریخ جایگزین، پادآرمان‌شهرهای مرموز، تریلرهای روان‌شناختی و روایت‌هایی با محوریت هوش مصنوعی است.

وب‌سایت متاکریتیک (Metacritic) در گزارش جدیدی، تمام ۲۲ سریال علمی‌تخیلی این شبکه را بر اساس امتیاز منتقدان رتبه‌بندی کرده است. در این فهرست، آثار درخشانی نظیر Silo و Severance که با ایده‌هایی بزرگ به واکاوی مفاهیمی چون سوگ، حافظه، هویت و آینده‌ی حیات بشر می‌پردازند، در صدر قرار دارند و پروژه‌های پرهزینه اما ضعیفی مانند See در قعر جدول جای گرفته‌اند.

در ادامه، توضیح کوتاهی از داستان برترین سریال‌های این فهرست را می‌خوانید؛ همچنین به معرفی آثار معروف سینمایی و تلویزیونی پرداخته‌ایم که با این سریال‌ها همپوشانی موضوعی و فضاسازی مشابهی دارند:


۱. سریال Pluribus (امتیاز متاکریتیک: ۸۷)

داستان این اثر پساآخرالزمانی در دنیایی می‌گذرد که یک پدیده‌ی ناشناخته تمام بشریت را در یک «آگاهی جمعی» غرق کرده است. در این جهان، دیگر خبری از درد، رنج، تعارض یا جنگ نیست و همه‌ی انسان‌ها به شکلی ترسناک و ماشینی خوشحال و مودب هستند. در این میان، یک نویسنده‌ی رمان‌های عاشقانه به نام کارول (با بازی ری سیهورن)، تنها کسی است که از این آگاهی جمعی جا مانده و باید در دنیایی که احساسات واقعی و فردیت در آن مرده‌اند، به تنهایی زندگی کند. این سریال به زیبایی تقابل «اراده‌ی آزادِ همراه با رنج» را در برابر «آرامش مطلق اما توخالی» به تصویر می‌کشد.

اگر پیش از این فیلم The Stepford Wives (با تمرکز بر انسان‌هایی که به‌طور غیرطبیعی بی‌نقص و شاد هستند) یا سریال The Leftovers (با اتمسفر سنگین تنهایی و بحران‌های روانی در یک فقدان جهانی) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم به‌شدت لذت می‌برید.


۲. سریال Severance (امتیاز متاکریتیک: ۸۵)

داستان حول محور شرکت مرموز «لومون» می‌چرخد؛ جایی که کارمندان داوطلبانه تحت یک عمل جراحی قرار می‌گیرند تا خاطرات کاری‌شان از زندگی شخصی‌شان کاملاً تفکیک شود. به این ترتیب، شخصیتی که داخل شرکت است هیچ‌چیز از دنیای بیرون و خانواده‌اش نمی‌داند و شخصیتی که در خانه است، هیچ ایده‌ای ندارد که در طول ۸ ساعت کاری چه اتفاقی می‌افتد. این ایده‌ی طعنه‌آمیز درباره‌ی تعادل کار و زندگی، با طراحی صحنه‌ی رترو-آینده‌نگرانه و راهروهای هزارتوی شرکت، به‌سرعت به مطالعه‌ای تاریک در باب هویت، برده‌داری نوینِ شرکتی و تلاش برای فروپاشی یک سیستم کنترل‌گر تبدیل می‌شود.

اگر پیش از این فیلم‌ Eternal Sunshine of the Spotless Mind (با موضوع دستکاری و پاک کردن حافظه) یا فیلم The Truman Show (درباره‌ی گیر افتادن در یک سیستم کنترل‌شده و تلاش برای کشف حقیقتِ دنیای بیرون) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۳. سریال Star City (امتیاز متاکریتیک: ۸۰)

این سریال زاویه‌ی دید رقابت فضایی را ۱۸۰ درجه چرخانده و آن را از نگاه مهندسان و فضانوردان اتحاد جماهیر شوروی در پشت پرده‌ی آهنین روایت می‌کند. در اینجا دیگر خبری از زرق‌وبرق‌های هالیوودی نیست؛ بلکه با متخصصانی روبرو هستیم که زیر سایه‌ی سنگین سازمان‌های اطلاعاتی (KGB)، سانسور و تهدیدات جانی کار می‌کنند. این درام جاسوسی-سیاسی نشان می‌دهد که چگونه جاه‌طلبی‌های علمی با ترس از سیستم حاکم و فداکاری‌های شخصی برای شکوه ملی گره می‌خورد.

اگر پیش از این سریال The Americans (با محوریت فشار روانی و پنهان‌کاری ماموران در دوران جنگ سرد) یا مینی‌سریال Chernobyl (با تمرکز بر بوروکراسی کُند و دروغ‌های سیستماتیک شوروی) را تماشا کرده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۴. سریال Silo (امتیاز متاکریتیک: ۷۸)

داستان این سریال در یک پناهگاه زیرزمینیِ عظیم با ۱۴۴ طبقه می‌گذرد که بقایای بشریت در آن زندگی می‌کنند. به این مردم گفته شده که دنیای بیرون مرگبار و سمی است و تاریخ گذشته‌ی آن‌ها کاملاً پاک شده است. جامعه‌ای طبقاتی با قوانینی بی‌رحمانه شکل گرفته که هرگونه کنجکاوی درباره‌ی بیرون را با مرگ مجازات می‌کند. در این میان، یک مهندس در پایین‌ترین طبقات سیلو، متوجه می‌شود سیستم در حال پنهان کردن رازهای هولناکی است و تصمیم می‌گیرد به قیمت جانش این دروغ بزرگ را برملا کند.

اگر پیش از این فیلم Underground (با مفهوم کنترل افراد از طریق انزوا و فریب دادن آن‌ها درباره‌ی دنیای بیرون) یا فیلم Snowpiercer (با سیستم طبقاتی ظالمانه و تلاش برای بقا در یک محیط بسته‌ی پساآخرالزمانی) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۵. سریال For All Mankind (امتیاز متاکریتیک: ۷۶)

این سریال یک تاریخ جایگزین را با دقت علمی بسیار بالایی بنا می‌کند؛ با این فرض که اتحاد جماهیر شوروی زودتر از آمریکا توانست انسانی را روی کره‌ی ماه فرود بیاورد. این شکست باعث می‌شود مسابقه‌ی فضایی هرگز متوقف نشود و آمریکا با تمام قوا تلاش کند تا پایگاه‌های دائمی روی ماه بسازد و سپس به سمت مریخ حرکت کند. جذابیت اصلی سریال، بررسی اثر پروانه‌ایِ این تغییر تاریخی بر روی تکنولوژی، ژئوپلیتیک جهانی و زندگی شخصی فضانوردانی است که دهه‌ها از عمر خود را فدای پیشبرد علم می‌کنند.

اگر پیش از این فیلم The Right Stuff (با رویکرد بررسی فشار رسانه‌ای و سیاسی روی زندگی شخصی فضانوردان) یا سریال The Expanse (با واقع‌گرایی فیزیکی در فضا و درگیری‌های سیاسی جناح‌های مختلف برای تسلط بر منابع) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۶. سریال The Last Days of Ptolemy Grey (امتیاز متاکریتیک: ۷۵)

داستان درباره‌ی پیرمردی ۹۱ ساله به نام بطلمیوس (پتولمی) است که به دلیل بیماری زوال عقل، ارتباطش را با دنیای واقعی و گذشته‌اش از دست داده است. زمانی که او فرصتی پیدا می‌کند تا با استفاده از یک داروی آزمایشی، حافظه‌ی خود را به‌طور کامل اما برای مدتی محدود به دست بیاورد، از این زمانِ کوتاه برای حل معمای قتل برادرزاده‌اش و سامان دادن به زندگی اطرافیانش پیش از بازگشتِ تاریکیِ مطلق به ذهنش استفاده می‌کند. این اثر به‌شدت لطیف، شخصیت‌محور و احساسی است.

اگر پیش از این فیلم Awakenings (با محوریت بیمارانی که پس از دهه‌ها کما، برای مدت کوتاهی هوشیار شده و به زندگی برمی‌گردند) یا فیلم Memento (تلاش برای حل یک جنایت در کنار دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات شدید حافظه) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۷. سریال Dr Brain (امتیاز متاکریتیک: ۷۱)

نخستین سریال اورجینال کره‌ای‌زبان اپل، یک تریلر معمایی و روان‌شناختی است. داستان درباره‌ی یک دانشمند علوم اعصاب است که به دلیل ساختار متفاوت مغزش، احساسات انسانی را درک نمی‌کند. پس از یک فاجعه‌ی هولناک خانوادگی، او فناوری عجیبی می‌سازد که می‌تواند مغز خود را با مغز مردگان همگام‌سازی (Sync) کند تا از طریق خاطرات آن‌ها، راز مرگ خانواده‌اش را بفهمد. اما این کار بهای سنگینی دارد؛ چراکه توهمات، ترس‌ها و ویژگی‌های شخصیتیِ مردگان رفته‌رفته به ذهن او رسوخ می‌کنند.

اگر پیش از این فیلم Inception (با ایده‌ی نفوذ به ذهن و خطرِ گم شدن در ناخودآگاه و توهم) یا فیلم The Cell (ورود به ذهن شخص دیگر و روبرو شدن با فضای کابوس‌وار درون آن) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۸. سریال Murderbot (امتیاز متاکریتیک: ۷۱)

این سریال با لحنی از کمدیِ تاریک، داستان یک ربات امنیتی مرگبار را روایت می‌کند که ماژول کنترلگرِ خود را هک کرده است. اما او برخلاف ربات‌های قاتلِ کلیشه‌ای که قصد نابودی بشریت را دارند، فقط دچار اضطراب اجتماعی است و ترجیح می‌دهد در گوشه‌ای تنها بنشیند و سریال‌های آبکیِ تلویزیونی تماشا کند! با این حال، او برای حفظ پوشش خود مجبور است در ماموریت‌های خطرناک، به انسان‌هایی که مدام خود را به کشتن می‌دهند کمک کند و به مرور با مفهوم «اهمیت دادن به دیگران» آشنا می‌شود.

اگر پیش از این فیلم Chappie (شکل‌گیری تدریجی آگاهی و احساسات در یک ماشین جنگی) یا سریال The Mandalorian (یک مبارزِ سرسخت و منزوی که برخلاف میل باطنی‌اش مجبور به محافظت از دیگران می‌شود) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۹. سریال The Big Door Prize (امتیاز متاکریتیک: ۷۱)

داستان در یک شهر کوچک و آرام می‌گذرد؛ جایی که ناگهان یک دستگاه مرموزِ شبیه به ماشین‌های آرکید در فروشگاه شهر ظاهر می‌شود. این دستگاه ادعا می‌کند که می‌تواند «پتانسیل و رسالت واقعی» هر شخص در زندگی را فاش کند. با دریافت کارت‌هایی که کلماتی ساده (مثل دروغگو، جادوگر، یا قهرمان) روی آن‌ها نوشته شده، بحران عجیبی در شهر شکل می‌گیرد؛ آدم‌ها شغل‌ها و ازدواج‌های خود را رها می‌کنند تا به پتانسیل خیالی‌شان برسند. این سریال مفاهیمی چون پشیمانی و بحران‌های میانسالی را با طنزی ظریف بررسی می‌کند.

اگر پیش از این سریال The Good Place (استفاده از مفاهیم فانتزی برای بررسی فلسفه‌ی اخلاق و معنای زندگی با لحنی کمدی) یا سریال Schitt's Creek (تمرکز روی یک شهر کوچک با کاراکترهای عجیب و در هم تنیده) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۱۰. سریال Sugar (امتیاز متاکریتیک: ۶۹)

این سریال در ابتدا کاملاً شبیه به یک فیلم کارآگاهیِ نئو-نوار (Neo-noir) کلاسیک است. جان شوگر (با بازی کالین فارل)، یک کارآگاه خصوصیِ خوش‌پوش، مهربان و عاشق سینمای کلاسیک است که در لس‌آنجلس به دنبال نوه‌ی گمشده‌ی یک تهیه‌کننده‌ی هالیوودی می‌گردد. اما سریال یک پیچش (Twist) علمی‌تخیلیِ بسیار بزرگ و غافلگیرکننده دارد که ماهیت شخصیت اصلی و دلیل حضور او در لس‌آنجلس را تغییر می‌دهد و داستان را از یک معمای جنایی، به درامی درباره‌ی نظارت بیگانگان، احساس بیگانگی و تنهایی تبدیل می‌کند.

اگر پیش از این فیلم Blade Runner (اتمسفر تاریکِ نوار، کارآگاهی که به دنبال کشف حقیقت است و مرز باریک بین انسان و غیرانسان) یا فیلم The Man Who Fell to Earth (مفهوم موجودی بیگانه که درگیر فرهنگ و عواطف انسانی می‌شود) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال هم لذت می‌برید.


۱۱. سریال Sunny (امتیاز متاکریتیک: ۶۹)

داستان درباره‌ی زنی آمریکایی به نام سوزی (با بازی رشیدا جونز) است که در کیوتوی ژاپن زندگی می‌کند. پس از اینکه همسر و پسرش در یک سانحه‌ی هوایی ناپدید می‌شوند، شرکت رباتیکِ همسرش، یک ربات خانگی پیشرفته به نام «سانی» را به او تحویل می‌دهد. سوزی که در ابتدا از این ربات متنفر است، رفته‌رفته با او ارتباط برقرار کرده و درگیر یک معمای تاریک درباره‌ی هویت واقعی همسرش می‌شود. این سریال به شکلی ظریف، سوگ و صمیمیتِ وهم‌آورِ انسان با هوش مصنوعی را در بستری از کمدی تاریک بررسی می‌کند.

اگر پیش از این فیلم Her (درباره‌ی ارتباط عاطفی انسان با هوش مصنوعی) یا فیلم Lost in Translation (انزوای یک آمریکایی در ژاپن و تلاش برای یافتن ارتباط) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال لذت می‌برید.


۱۲. سریال Foundation (امتیاز متاکریتیک: ۶۸)

اقتباسی عظیم و پرهزینه از شاهکار ادبی آیزاک آسیموف. داستان در آینده‌ای دور می‌گذرد؛ جایی که یک ریاضی‌دان پیش‌بینی می‌کند امپراتوری کهکشانی به‌زودی فرو می‌پاشد و عصر تاریکیِ سی‌هزار ساله‌ای آغاز خواهد شد. او گروهی از دانشمندان را به لبه‌ی کهکشان می‌فرستد تا دانش بشریت را در بنیادی به نام Foundation ذخیره کنند. این سریال حماسه‌ای از سیاست، مذهب، ریاضیات و درگیری‌های دودمانی است.

اگر پیش از این فیلم Dune (حماسه‌ی علمی‌تخیلی، امپراتوری‌های کهکشانی و سیاست‌های پیچیده) یا سریال Game of Thrones (درگیری‌های دودمانی و تلاش برای بقا در برابر یک تهدید اجتناب‌ناپذیر) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال لذت می‌برید.


۱۳. سریال Strange Planet (امتیاز متاکریتیک: ۶۸)

یک کمدی انیمیشنی دلنشین که توسط دن هارمون (خالق ریک و مورتی) و بر اساس یک کمیک اینترنتی ساخته شده است. داستان در سیاره‌ای شبیه به زمین می‌گذرد که ساکنان آن موجودات آبی‌رنگی هستند که رفتارهای روزمره‌ی انسان‌ها (مثل قهوه خوردن، ابراز علاقه یا عطسه کردن) را با کلماتی به‌شدت خشک، تحت‌اللفظی و علمی توصیف می‌کنند. این تغییر زاویه‌ی دید باعث می‌شود متوجه شویم آداب‌ورسوم اجتماعیِ ما تا چه حد عجیب و خنده‌دار هستند.

اگر پیش از این سریال 3rd Rock from the Sun (موجودات بیگانه‌ای که رفتارهای انسانی را مشاهده و تحلیل می‌کنند) یا اپیزودهای آرام‌ترِ Rick and Morty را دیده‌اید، این سریال می‌تواند برایتان بسیار سرگرم‌کننده باشد.


۱۴. سریال Monarch: Legacy of Monsters (امتیاز متاکریتیک: ۶۷)

این سریال دنیای سینمایی هیولاها (MonsterVerse - جهان گودزیلا و کینگ‌کونگ) را گسترش می‌دهد. داستان در دو خط زمانی متفاوت روایت می‌شود (کرت راسل و پسرش وایت راسل، نقش جوانی و پیریِ یک شخصیت را بازی می‌کنند) و پرده از رازهای یک سازمان مخفی دولتی برمی‌دارد. تمرکز اصلی سریال نه فقط روی نبرد هیولاها، بلکه روی پنهان‌کاری‌های دولتی و آسیب‌های روانیِ بازماندگان این حملات است.

اگر پیش از این فیلم‌های سری Godzilla یا سریال Fringe (با تمرکز بر سازمان‌های مخفی دولتی، علمِ حاشیه و پدیده‌های غول‌پیکر) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این سریال لذت می‌برید.


۱۵. سریال Calls (امتیاز متاکریتیک: ۶۵)

یکی از خلاقانه‌ترین و عجیب‌ترین پروژه‌های اپل؛ این سریال تصویر ندارد! کل داستانِ این مینی‌سریال از طریق مکالمات تلفنیِ درهم‌تنیده‌ی افراد مختلف روایت می‌شود، در حالی که روی تصویر تنها خطوط انتزاعی و امواج صوتی می‌بینید. تماس‌های روزمره‌ی افراد به‌مرور پرده از یک فاجعه‌ی آخرالزمانی و اختلال در زمان و فضا برمی‌دارد.

اگر پیش از این فیلم Searching (روایت یک داستان هیجان‌انگیز تنها از طریق صفحات نمایشگر) یا فیلم Coherence (اختلالات زمانی و فضایی در یک شب تاریک) را دیده‌اید، این تجربه‌ی شنیداریِ وهم‌آور قطعاً شما را میخکوب خواهد کرد.


۱۶. سریال Dark Matter (امتیاز متاکریتیک: ۶۴)

یک فیزیک‌دان به نام جیسون دسن (با بازی جوئل اجرتون) در مسیر بازگشت به خانه ربوده می‌شود. وقتی به هوش می‌آید، متوجه می‌شود در دنیایی موازی قرار دارد؛ جایی که او در گذشته انتخاب‌های متفاوتی داشته، هرگز ازدواج نکرده و به جای آن یک دانشمند مشهور شده است. او حالا باید در میان هزاران جهان موازی سفر کند تا همسر و فرزندش را در دنیای اصلیِ خودش پیدا کند.

اگر پیش از این فیلم Everything Everywhere All at Once (سفر در جهان‌های موازی و بررسی حسرتِ انتخاب‌های گذشته) را دیده‌اید، احتمالاً از تماشای این تریلرِ پرکشش لذت می‌برید.


۱۷. سریال Constellation (امتیاز متاکریتیک: ۶۳)

جو (با بازی نومی راپاس) فضانوردی است که پس از یک حادثه‌ی مرگبار در ایستگاه فضایی بین‌المللی، به سختی به زمین بازمی‌گردد. اما پس از بازگشت متوجه می‌شود که بخش‌هایی از زندگی‌اش (از جمله رفتار دخترش و جزئیات خانه‌اش) تغییر کرده و با خاطرات او همخوانی ندارد. سریال ترکیبی از معمای فیزیک کوانتوم و وحشت روان‌شناختی است.

اگر پیش از این فیلم Gravity (تلاش دیوانه‌وار برای بقا در فضا) یا فیلم Solaris (اثرات روانی فضا بر ذهن انسان و درک واقعیت) را دیده‌اید، این سریال می‌تواند نظر شما را جلب کند.


۱۸. سریال Hello Tomorrow! (امتیاز متاکریتیک: ۶۰)

داستان در دنیایی با زیبایی‌شناسیِ دهه‌ی ۵۰ میلادی اما تکنولوژیِ آینده‌نگرانه (Retro-futurist) می‌گذرد. ماشین‌های پرنده، ربات‌های پیش‌خدمت و مردی با لباس‌های اتوکشیده (با بازی بیلی کروداپ) که در حال فروشِ خانه‌های ویلایی روی کره‌ی ماه به مردم است. سریال نقدی است بر رویای آمریکایی و فروشِ امیدهای واهی به انسان‌هایی که به دنبال فرار از زندگیِ خسته‌کننده‌ی خود هستند.

اگر پیش از این سریال Mad Men (هنرِ متقاعد کردن آدم‌ها، زیبایی‌شناسی کلاسیک و شخصیت‌هایی با درونِ توخالی) یا فضای بازی ویدیویی Fallout (تکنولوژی پیشرفته در بستر دهه‌ی ۵۰) را دیده‌اید، فضای این سریال برایتان آشنا و جذاب خواهد بود.


۱۹. سریال Extrapolations (امتیاز متاکریتیک: ۵۶)

یک سریال آنتولوژی با حضور ستارگانی چون مریل استریپ و ادوارد نورتون. داستان‌ها در آینده‌ی نزدیک روایت می‌شوند و نشان می‌دهند که چگونه فروپاشیِ اقلیمی، گرمایش زمین و بحران‌های زیست‌محیطی، به‌طور مستقیم روی عشق، مذهب، کار و بقای انسان‌ها در نقاط مختلف جهان تاثیر می‌گذارد.

اگر پیش از این سریال Black Mirror (بررسی تاثیرات تاریک تکنولوژی و آینده بر زندگی انسان) یا فیلم Don't Look Up (هشدار درباره‌ی فجایع زیست‌محیطی و بی‌توجهی جوامع) را دیده‌اید، این سریال می‌تواند شما را به فکر فرو ببرد.


۲۰. سریال Invasion (امتیاز متاکریتیک: ۵۳)

برخلاف فیلم‌های هالیوودی که بیگانگان با سفینه‌های عظیم به نیویورک حمله می‌کنند، این سریال روندی بسیار کُند و واقع‌گرایانه دارد. داستان حمله‌ی بیگانگان را از زاویه‌ی دید افراد عادی در نقاط مختلف جهان (مانند یک کلانتر پیر در آمریکا یا یک مادر درگیر بحران زناشویی با بازی گلشیفته فراهانی) روایت می‌کند.

اگر پیش از این فیلم Arrival (رویکردی آرام، فلسفی و متفاوت به برخورد با بیگانگان) یا فیلم War of the Worlds (تمرکز روی وحشت افراد عادی در زمان حمله‌ی فضایی‌ها) را دیده‌اید، ممکن است از ریتمِ شخصیت‌محور این سریال لذت ببرید.


۲۱. سریال Amazing Stories (امتیاز متاکریتیک: ۵۱)

بازسازی مجموعه‌ی آنتولوژی استیون اسپیلبرگ. هر قسمت داستانی کاملاً مجزا دارد و مردم عادی را در موقعیت‌هایی غیرممکن مانند سفر در زمان، طلسم‌های جادویی یا مواجهه با ارواح قرار می‌دهد. این سریال بیشتر لحنی خانوادگی و نوستالژیک دارد.

اگر پیش از این سریال کلاسیک The Twilight Zone (منطقه‌ی نیمه‌تاریک - داستان‌های کوتاه علمی‌تخیلی و ماورایی) را دیده‌اید، این سریالِ اپل نسخه‌ای بسیار ملایم‌تر و امیدوارانه‌تر از همان فرمت است.


۲۲. سریال See (امتیاز متاکریتیک: ۴۰)

داستان در قرن‌ها پس از نابودیِ تمدن بشری می‌گذرد؛ جایی که یک ویروس باعث نابینایی تمام انسان‌ها شده و بینایی به یک افسانه و کفر تبدیل شده است. جیسون موموآ نقش رهبر قبیله‌ای را بازی می‌کند که باید از فرزندانی که با توانایی دیدن متولد شده‌اند، در برابر ملکه‌ای بی‌رحم محافظت کند. با وجود جلوه‌های ویژه‌ی سنگین و صحنه‌های نبرد جذاب، منتقدان ضعف در فیلم‌نامه را دلیل اصلی نمرات پایین این اثر دانسته‌اند.

اگر پیش از این فیلم A Quiet Place (تلاش برای بقا با حذف یکی از حواس اصلی در دنیایی آخرالزمانی) یا فیلم Bird Box (جهانی که در آن بینایی معادل مرگ است) را دیده‌اید، احتمالاً از ایده‌ی اولیه‌ی این سریال هم لذت خواهید برد.
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران (0)

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

ثبت نظر جدید